هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

272

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بنده است . بعد ، مرخصى گرفته ، رفتيم سارى . امان از راه بارفروش تا سارى ، كه بدترين راه‌ها است . [ سارى ] وارد شدم به سارى . ديدم نزديك سارى ، سنگ‌فرش خوبى شده است ، بهتر از خيابان مخصوص . قدرى پيش‌تر رفتم . رسيدم به سردر ناصرى . چه‌قدر باشكوه [ است ] . اين‌طور طرح‌ريزى ، كسى نمىتواند بكنند ، مگر جناب اجل آقا ميرزا عبد الله خان ميرپنجه ، طرح‌ريزى نمايند . الحق ، آن قصر جاى تحسين است ؛ و اين باغ ، همچه ساخت بانى لازم داشت ، كه باعث شكوه ارك سارى « 1 » هم شده [ است ] . بعد ، وارد منزل حكومتى شديم . آمدند ، دعاگو را بردند خدمت جناب اجل آقاى اميرپنجه ؛ و اكثرى از مال‌هاى ما را « مكارىها » بردند . مال‌سوارى « داعى » را در اصطبل « 2 » ميرزا عبد الله خان اميرپنجه بردند ، و اخوان بنده را در منزل منشى جناب اميرپنجه بردند ، و شب و روز ، به جهت نهار و شام ، 4 قاب معين كردند ؛ و خود « داعى » هم در خدمت جناب اميرپنجه ، شب و روز به دعاگويى وجود مبارك شاهنشاه اسلاميان پناه مشغول بوديم . و جناب نصر السلطنه « 3 » هم تشريف داشته ، مشغول شاه‌پرستى بوديم . تا روز عيد طول كشيد . و روز عيد ، تقريبا مبلغ گزافى عيدى به سادات و طلاب و اهل نظام و اركان سارى ، تمام را به دست خود مىدادند ؛ گاهى « داعى » را كمك مىگرفتند . على الاتصال او را دعا مىكردند . مىگفتند : « مال شاه است . شاه را دعا كنيد . »

--> ( 1 ) . در اصل : صارى ( 2 ) . در اصل : اسطبل ( 3 ) . محمد ولى خان تنكابنى ، فرزند حبيب الله خان ساعد الدوله سردار ، در سال 1264 ه . ق . به دنيا آمد و از سال 1303 تا 1305 ه . ق . جزو سرتيپان اول نظام در فوج تنكابن بود و در 1334 ه . ق . / 1294 ه . ش . در ايام جنگ جهانى اول نخست‌وزير شد . القاب وى علاوه‌بر نصر السلطنه كه در سال 1305 ه . ق . به وى اعطا گرديد ، امير اكرم ، سردار اكرم ، سردار معظم و سپهسالار اعظم بود . ( شرح‌حال رجال ايران ، 4 / 17 - 24 ؛ القاب رجال دوره قاجاريه ، 75 ) .